هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

باز هم جشنواره و این روزهای یلدا

خوشگلکــــــــــــــممممممممممم بازم عکست تو جشنواره باشگاه مخاطبان برنده شد اینبار جشنواره شب یلدا مبارکــــــــــــــــــهههههههههههههههههههه  قربونت برم الهی با اینکه جشنواره تموم شده عکست همچنان لایک میخوره خوشگلکممممممم      چقدر زود روزا میگذره چقدر عجله داری برای بزرگ شدنت سیزده ماه و هشت روز میگذره که از آسمون اومدی پیشمون دختر ملوسم باورم نمیشه اینقدر بزرگ شده باشی اینقدر که میخوای مثل ما رفتار کنی از روزی که یکساله شدی رفتارت بازی کردنت حرف زدنت عوض شده اینقدر تغییر کرده که احساس میکنم ازت جا موندم و تا میخوام بهت برسم میبینم بازم رفتارهات جدیده انگار کلا دیدت , نگا...
1 بهمن 1392

جشن تولد پروانه ای یلدا خانوم

 جیگر مامانــــــــــــــــی یه مدت بود که مامانی حسابی سرش شلوغ بود و شب کاری داشت برای چی ؟ خوب معلومه عزیز دلم داشتم همه چیز رو برای جشن تولدت آماده میکردم حاصل زحماتم بدک نشد تم پروانه رو انتخاب کردم چون عاشقشم البته گل و عدد یک هم اضافه کردم اول از کارتهای دعوت چند مدل درست کردم   که در نهایت طرح گل و پروانه رو انتخاب کردم برای کارت دعوت متنشم این بود: Yalda ‘s “1st” Birthday یک کیک کوچک اما یک دل بزرگ پر از عشق یک میزبان کوچک  که شما را به اولین جشن تولدش دعوت می کند به جشن ما بپیوندید   زمان:     ...
18 دی 1392

بیست روز بعد از یکساله شدن

سلاااااااااااااااامممممممممممممم عزیز دل ماماااااااااااااان فدای قد و بالات کوچولوی من فدای راه رفتن و دویدنت فدای بازی کردنات فدای حرف زدنت فدای صدای قشنگت آآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخ فدای خندیدنـــــــــــــــــــــــــت عزیز دلـــــــــــــمممممممم شیرینمممم از صبح که بیدار میشی به تمام خونه سرکشی میکنی و برای خودت بازی میکنی با من و بابا گرگ بازی میکنی جدیدا از بعضیها که دیر میبینی خجالت میکشی و خودترو تو بغلمون قایم میکنی با اسباب بازیهات انقدر قشنگ بازی میکنی که گاهی دست از کارام میکشم و به بازی کردنت خیره میشم باهامون شوخی میکنی قایم میشی تا پیدات کنیم یه شب کنترل تلویزیونرو دادی دستم و خواستی برات ...
15 دی 1392

یلدا مبارکــــــــــــــــــــ

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند، اى خواستنى ترینِ زیبا! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است. یلدا مبارک       اصل مطلب و کلی عکس اندر ادامه شیرینکم دخترکم یلدا شب تو بود انقدر برات اس ام اس و پیام تبریک اومد که فرصت جواب دادن رو نداشتم دیشب عشششق کردیااااااااا با هندونه و انااااااااااااررررر   گل مامانی فدای قدو بالات برم که روز بروز بزرگتر میشی و جلو چشام قد میکشی از این روزهات بگم که از صبح که بیدار میشی برای خودت قدم میزنی و بازی میکنی گاهی با هم گرگ بازی میکنیم همچین ...
1 دی 1392

تولدت مباررررررررررررک دختر نازمممم

      زندگی قشنگ ما وقتی داشت یکنواخت می شد خدا یکی از فرشته هایش را از آسمان کم کرد و تو را به ما هدیه داد تا زندگیمان روز به روز قشنگ تر و شیرین تر شود ، وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند ما را لایق آن دانست تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبمان نشاندی یلدای عزیزم     آهنگ صدایت با به دنیا آمدنت زیبا ترین ترانه زندگیمان   نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنمان و ...
24 آذر 1392

پست ثابت 5

   یلدای بی همتای مــــن در آستانه  یک سالگی ات که می ایستیم،یادمان میآید دخترکمان آهسته میبالد حتی در هوای اینروزها. عزیز خوب شیرینم!به زبان آرام مادری برایت پیام تبریک را مینویسیم،تا شاید فردا روزی که ادامه میشوی حافظه  فردایمان را ،تولد یک سالگیت را نفس بکشی! طلوع زندگیت شاد باش ستاره  سپیدمان! زندگی را به تمامی زندگی کن تا هر آنچه عشق و شادی و دوست داشتن است را میزبان شوی و بیاموزی بی بهانه شادیهایت را دوست بداری و آغاز کنی هر آنچه را دلت را قرص تر و گامهایت را محکم تر میکند! بی بهانه  وعاشقانه دوستت میداریم چشم آبی! شادباش و مهر در زندگیت ...
23 آذر 1392

پست ثابت 4

  یلدای کوچکم برای با تو بودن تا بزرگ شدن بی وقفه ات صبرم نیست!اینجا دقیقه بازیه  روز و شب تا انتهای بازیگوشی کودکانه ی ذهنت ادامه دارد! و من که بی وقفه در جستجوی راهی برای همبازی شدنت , اما دست آخر ...تکرار شکلکهایی که فرشتگان ,ذهن تورا تا افقهای آبی لبخندهای جادویی  میکشاند! وه !که من چه بی بال و پر پرواز میکنم  وقتی دخترکم با شکلکهای من میخندد! با تو چه بیبهانه کوچک میشوم و از این پیله زمخت بزرگی  بر تن تنیده ام چه زیر پوستی و آرام بیرون میایم! تو بزرگ میشوی و من کوچک تا در سایه بزرگی کودکم اینبار زیباتر بزرگ شوم! ...
22 آذر 1392

اولینهای یلدا در دوازده ماهی که گذشت

دختر گلم نازم خوشگلکـــــــــــــــم  صبح پنجشنبه 23 آذر 1391 ساعت 7:55دقیقه پا به این دنیا گذاشتی و برای ما شدی همدم  پنج روزت بود نافت افتاد به گفته دایی مهدی ساعت 3:25 دقیقه ظهر 28 آذر 7 روزگی اولین حمام 16 روزگی موهات رو کوتاه کردیم دقیقا اولین روز 5 ماهگی انگشت پات رو تو دهنت گذاشتی و خودت هم دمر شدی  4ماه و نیمت بود گوشات رو سوراخ کردیم و یه جفت گوشواره خوشمل گذاشتیم بهشون پنج ماه نیمت بود بشکن میزدی آخر پنج ماهگی اولین غذای کمکی رو نوش کردی که فرنی بودو خیلی خوشت اومد شش ماهگی سینه خیز رفتی و از دمر به بالا برمیگشتی آخر شش ماهگی با کمک مینشستی هفت ماهگی چهار دست و پا رفتی عشششششششقممم هفت ماه...
21 آذر 1392

یلدا و کلی خبر

سلاااااااااااااااممممممممممممممممم گل مامان  دخمل نازززززممممممممممم دوستت دارم هزار هزار تاااااااااااااااااااااا خب بالاخره تونستم بیام و خاطراتت رو ثبت کنم از کجا شروع کنــــــــــممم؟ اول از آخـــــــــــــــــــر... اونم اینکه چند شب پیش که اومدم نت و به پروفایلمون تو باشگاه مخاطبان سر زدم یه پیغام دیدم کــــــــــــــــــــــــــه...   هاله/ مدیر باشگاه ۹ آذر با عرض سلام و تبریک جهت برگزیده شدن عکس دلبندتان در جشنواره "عاشورا در قاب تصویر" ، به شما دوست و همراه گرامی ، خواهشمند است به منظور برنامه‌ریزی جهت ارسال هدیه‌ی جشنواره "عاشورا در قاب تصویر" اطلاعات زیر را در پاسخ به همی...
17 آذر 1392